ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

53

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

جهات جريان پيدا مىكند و اين امر باعث ناراحتى اروپائيان مىشود ، زيرا آنها از « كوران » هوا مىترسند ؛ منتها اين چيزى است كه ايرانى اصلا نمىتواند بفهمد . وى در زبان فارسى كلمه‌اى براى « كوران » ندارد و چون از كودكى به آن عادت كرده ، هيچ اثر مضرى بر آن مترتب نمىبيند . در روزهاى گرم بهترين جا كه به مهمان تعارف مىكنند جائى است كه از اطراف باد به آن مىوزد و هوا را خنك مىكند . همين‌كه ايرانى پا به اتاق كوچك دربسته‌اى بگذارد فرياد مىزند « خفه است » و بلافاصله دستور مىدهد همهء درها را باز كنند « 9 » . ديوارهاى داخلى اين تالارها به ظرافت تمام آراسته است ؛ يك رديف طاقچه كه پيچ و خمهاى برجسته و خطوط تزيينى طول آنها را به صورت گچ‌برى فراگرفته در آنها تعبيه شده است . اين برجستگيها را چنين درست مىكنند : اول با دست به كمك ذغال جاى آن را خط مىاندازند و بعد با مهارت با گچ به آنها شكل مىدهند . من بسيارى از اين گچ‌بريها را در اصفهان ديده‌ام كه از نظر زيبائى طرح و ظرافت كار حتى بر تصور و خيال آدم نيز پيشى مىجويد . بر اطراف طاقچه‌ها و همچنين بر قرنيزها و پيشامدگيها همه جا نقاشى ، نقش دسته‌گل ، شكوفه ، پرنده و قامتهاى زنانه با آن پيچشهاى دلربا ديده مىشود . درست است كه اصول پرسپكتيو و سايه‌روشن در اين تصاوير رعايت نشده ، اما در اثر ملاحت ، قوهء ابداع و طراوت رنگها تأثير خاصى بر بيننده مىگذارد . نقطهء اوج نقاشى و گچ‌برى در سقف منزل است كه براى تزيين آن حد اكثر دقت و ممارست به كار مىرود . نقوشى كه از ظريف‌ترين قطعات آينه به هنرمندى فراهم آمده است ، در اينجا با پرده‌هاى رنگارنگى كه قابهاى طلائى دارند و شبيه پادشاهان ، سرداران ، زنان و كودكان را در آنها جاى داده‌اند به رقابت برخاسته است چنان كه همه باهم آميزهء هماهنگ دل‌انگيزى را ايجاد كرده است . چنين سقفى با گچ‌بريها ، نقاشيها و طلاكاريهايش اغلب بين پانصد تا هشتصد تومان خرج برمىدارد ، و حال هرگاه به ياد بياوريم كه چنين سقفهائى بندرت در مقابل باران مداوم مقاومت مىكند و خرابيهائى كه بر اثر رطوبت پيش مىآيد در آن غير قابل جبران است ، از اين همه اسراف و تبذير كودكانه در شگفت مىشويم . در اين اواخر شروع كرده‌اند كه تالار را با سقفهاى مورب يا شيروانى بپوشانند اما تيرهاى سستى كه در ساختمان به كار مىبرند بندرت به اين ساختمانها استحكام لازم را مىدهد . كف اتاق را با چوب تخته‌بندى نمىكنند ، بلكه آن را از يك لايه گچ صاف مىپوشانند و با فرشهاى مشهور ايرانى و نمد مفروش مىسازند . به رسم اروپائيان سراسر كف اتاق را با يك تخته‌فرش نمىپوشانند ، زيرا فرشهاى ايرانى به علت ضخامت و ريزبافى آنها بسيار سنگين است و نمىتوان به سهولت

--> ( 9 ) . فقط دو ايرانى را مىشناختم كه از « كوران » ناراحت مىشدند ؛ اما اين هر دو ، مدتها در مقام سفارت در اروپا بسر برده بودند و در آنجا آنها را متوجه زيان جريان هوا كرده بودند .